«امیدوارم ضدعفونیاش کرده باشند!» متیو ریس درباره جسارت، شوخی و بازی با یک اندام مصنوعی

به گزارش آژانس خبری سینمادرام، او یکی از بازیگران سرد و تأثیرگذار دنیای بازیگری به شمار میرود، اما حالا در مجموعه ترسناک-کمدی «ویدوز بی» نقشی شبیه به بازیل فاولتی را ایفا میکند. متیو ریس در این گفتوگو از خراب کردن تست جیمز باند، صحنهای جنجالی در «گرلز» و حتی تصمیمی که نزدیک بود او را به ارتش بکشاند، صحبت میکند.
«چه آدم احمقی!» متیو ریس این را میگوید و صورتش را با هر دو دست میپوشاند. او بهتازگی به یاد حرفی افتاده که در سال دوهزار زده بود؛ زمانی که در نسخه تئاتری «فارغالتحصیل» در وست اند، نقش داستین هافمن را بازی میکرد. آن زمان بیستوپنج ساله بود و تازه از آکادمی سلطنتی هنرهای نمایشی فارغالتحصیل شده بود. وقتی از او پرسیدند آیا میتواند خودش را در میانسالی، مثل شخصیت خانم رابینسون که توسط کتلین ترنر چهلوپنج ساله بازی میشد، تصور کند، پاسخ داده بود: «بله، و ترسناک است. نمیدانم آیا هنوز بازیگر خواهم بود یا نه.»
شاید بخش «ترسناک» حالا خندهدار به نظر برسد، اما واقعیت این است که حرفه بازیگری همیشه بیثبات بوده و طبیعی است که او درباره دوامش تردید داشته باشد. خودش هم این را تأیید میکند. او با تیشرتی مشکی، از خانهاش در بروکلین و از طریق تماس تصویری صحبت میکند؛ جایی که با کری راسل، بازیگر معروف، پسر دهسالهشان و دو فرزند نوجوان راسل زندگی میکند. او میگوید بعد از «فارغالتحصیل» طولانیترین دوره بیکاریاش را تجربه کرده است: «فکر میکردم به موفقیت رسیدهام، اما ناگهان دیدم نه، اینطور نیست.»
اوضاع آنقدر برایش سخت شده بود که حتی برای پیوستن به ارتش درخواست داد، اما افسر جذب نیرو تصور کرد او فقط برای تحقیق درباره یک نقش آمده است و درخواستش را رد کرد. ریس با خنده به یاد میآورد که افسر با نگاه به رزومهاش گفته بود: «واقعاً گیج شدهام…»
حالا در پنجاهویک سالگی، این بازیگر اهل کاردیف با لبخند از زندگیاش صحبت میکند، هرچند خودش قبلاً گفته بود فرم چشمانش حالتی غمگین به چهرهاش میدهد. مسیر حرفهای او دیگر هیچ شباهتی به گذشته نامطمئنش ندارد. او بهتازگی پس از شش ماه فیلمبرداری فصل دوم سریال مهیج «بیگناه فرضی» به خانه بازگشته است. اما دلیل این گفتوگو، نقش اصلیاش در «ویدوز بی» است؛ اثری سرگرمکننده در ژانر ترسناک-کمدی که حالوهوایی شبیه ترکیب آثار کمدی شهری با فضای داستانهای استیون کینگ دارد و هم خنده میآورد و هم دلهره.
ریس در این مجموعه نقش تام لافتیس، شهردار شهری کوچک در نیوانگلند را بازی میکند؛ جایی که شایعهای عجیب وجود دارد مبنی بر اینکه هیچکس که آنجا به دنیا آمده، نمیتواند آن را ترک کند. تام که اهل آن منطقه نیست، تلاش میکند گردشگران را جذب کند و بنابراین گذشته تاریک و افسانههای ترسناک شهر را کماهمیت جلوه میدهد و وجود ارواح و موجودات عجیب را انکار میکند.
«ویدوز بی» نقطه اوج بیش از دو دهه فعالیت موفق ریس در تلویزیون آمریکا است. او پنج سال در سریال «برادران و خواهران» نقش پسر وکیل شخصیت سالی فیلد را بازی کرد، برای نقش جاسوس شوروی در «آمریکاییها» جایزه امی گرفت و چندین بار دیگر نیز نامزد شد. او در این سریال با کری راسل آشنا شد که نقش همسرش را بازی میکرد. همچنین در قسمت «دختر آمریکایی» از سریال «گرلز» با ایفای نقش نویسندهای سمی و سوءاستفادهگر توجه زیادی جلب کرد.
در بسیاری از نقشهایش، حتی تاریکترین آنها، نوعی طنز تلخ دیده میشود. اما «ویدوز بی» فرصتی کمنظیر برای اوست تا کاملاً وارد فضای کمدی شود. یکی از صحنههای بهیادماندنی، شام او با یک خبرنگار است که امیدوار است درباره شهر مطلب مثبتی بنویسد. تام در این صحنه تلاش میکند خوددار باشد، اما وقتی خبرنگار از علاقهاش به شهر میگوید، ناگهان کنترلش را از دست میدهد و واکنشی اغراقآمیز نشان میدهد.
ریس درباره این صحنه میگوید: «فکر کردم امتحانش کنیم. یک لحظه ریسکپذیر بود. کل این پروژه برای من همینطور است. خارج از منطقه امنم است و گاهی حس میکنی یا موفق میشود یا کاملاً شکست میخورد، اما من از تکتک لحظاتش لذت بردم.»
او در عین حال به این نکته اشاره میکند که همچنان اغلب نقش «غریبه» را بازی میکند؛ چیزی که در زندگی واقعیاش هم تجربه کرده است. او میگوید حتی در ولز هم احساس متفاوت بودن داشته و در مدرسهای ورزشی، تنها عضو گروه تئاتر بوده است. این تفاوت بعدها در زندگیاش در آمریکا هم ادامه پیدا کرده است.
با وجود موفقیت در تلویزیون، او دیگر چندان علاقهای به سینما ندارد. میگوید: «تلویزیون برای من بهترین مدیوم است. با ستارههای بزرگ فیلم کار کردهام، پس آن تجربه را دارم. اما روایت تدریجی سریالها را بیشتر دوست دارم.»
ریس همچنان نقشهای پیچیدهای دریافت میکند. شخصیت تام در «ویدوز بی» نیز علاوه بر جنبه کمدی، لایههای تاریکی دارد. او معتقد است با افزایش سن، دسترسی به احساسات عمیقتر آسانتر میشود: «هرچه بیشتر زندگی کنی، چیزهای بیشتری برای الهام گرفتن داری.»
او درباره آثار اولیهاش میگوید: «آن زمان تجربه زیادی نداشتم، همهچیز ساده و معمولی بود. چیزهای جالب با گذر زمان میآیند، و خوشبختانه همینطور هم شد.»
در نهایت، به نظر میرسد آن ترسی که زمانی از میانسالی داشت، حالا دیگر جایی در زندگیاش ندارد.

عکس: رابی کلاین / گتی ایمیجز برای آیامدیبی

عکس: اپل

عکس: اپل

عکس: رابرت کلارک / اپل







